نصایح
1- شخص با ايمان در راه هدفهاي خير خود به نيكوترين وجه پايداري مي كند. (امام علي ع)
2- با يك اراده قوي شرايط ديگر چندان اهميت ندارد. (گوته)
3- تمايلات خود را ميان دو ديوار محكم اراده و عقل حبس كنيد. (ارسطو)
4- براي شناي مخالف آب قدرت لازم است و الا هر ماهي مرده اي مي تواند از طرف موافق جريان آب حركت كند. (ساموئل اسمايلز)
5- با يك اراده قوي به هر جا مي توان رسيد. (گوته)
6- افراد ضعيف الاراده هميشه منتظر معجزات و وقايع خارق العاده هستند، افراد قوي الاراده خود خالق معجزات و وقايع خارق العاده هستند. (اسكار وايلد)
7- انسانهاي بي اراده بادبادك هايي هستند كه سر نخ شان به دست ديگري است.(ميلتون)
8- به درگاه مردان با اراده خشم و غضب را راهي نيست. (سقراط)
9- اي وجدان! تو با عظمت وجود انسان و اخلاقي بودن كارهاي او هستي و بدون تو من چيزي در وجود خود احساس نمي كنم كه مرا در جهاتي برتر از حيوانات قرار دهد. (ژان ژاك روسو)
10- وجدان خداي حاضر در انسان است. (ويكتور هوگو)
11- در عالم دو چيز از همه بهتر و زيباتر است، آسماني پر از ستاره و وجداني آسوده از گناه. (كانت)
12- هنگامي كه وجدانت تو را متهم مي كند، محكوم مي كند ومجازات مي كند، همه عالم نه مي توانند و نه حق دارند تو را ببخشند. (كوك ارل)
13- معلم نفس خود و شاگرد وجدان خويش باش. (ارسطو)
14- وجدان مانند آيينه ايست كه نه تملق مي كند و نه تحقير مي نمايد. (جرج واشنگتن)
۱۵- اگر بي چيزي، بيماري و مرگ وجود نداشت، انسان هرگز به هيچ چيز سر فرود نمي آورد. (امام حسين(ع))
۱۶- چه وحشت آوراست موقعي كه انسان درحال مردن تازه بداند كه چيزي نفهميده است. (موريس مترلينگ)
۱۷-هرگــــز دل من ز علـــم محــروم نشد كم مـاند ز اسرار كه مفهوم نشد
هفتاد و دو سال فكر كردم شب و روز معلومم شد كه هيچ معلوم نشد (خيام)
۱۸- آن انساني عاقلتر است كه ميداند عقلش كمتر است. (سقراط)
۱۹- انسان تركيب عجيبي است، درعين ناچيزي خود را برتر از همه مي شمارد. (آشيل)
۲۰-انسان با دو چشم و يك زبان متولد مي شود، يعني كه دوبار ببيند و يكبار سخن بگويد. (جي سي كولتون)
۲۱- سخت ترين كار براي انسان فكر كردن است. (آلبرت انيشتين)
۲۲- انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي زند كه خيال مي كند ديگران را فريب داده است. (لارو شفوكو)
۲۳- انسان وقتي كه بلند حرف بزند صدايش را مي شنوند، امّا وقتي يواش حرف بزند به گفته اش گوش مي دهند. (پل-رينو)
۲۴- تجربه بهترين درس است هر چند كه حق التدريس آن گران باشد. (توماس كارلايل)
۲۵- تجربه، نامي است كه همه افراد به روي اشتباهات خود مي گذارند. (اسكار وايلد)
۲۶-انسان آفريننده سرنوشت خويش است. (زرتشت)
یادداشتی از طرف خدا
يادداشتي از طرف خدا
به: شما
تاريخ : امروز
از: رئيس
موضوع : خودت
عطف به : زندگي
من خدا هستم.
امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم .
لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم.
اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي براي رفع كردن آن تلاش نكن . آنرا در صندوق ( چيزي براي خدا تا انجام دهد ) بگذار. همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من ، نه تو.
وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ، همواره با اضطراب دنبال (پيگيري) نكن. در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه الان درزندگي ات وجود دارد تمركز کن. نااميد نشو ، توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است.
شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي : به مردي فكر كن كه سالهاست بيکار است و شغلي ندارد.
ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري : به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند.
وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي : به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده.
وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي : به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد.
ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه ؟ شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند.
وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي : به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند.
ممكنه تصميم بگيري اين مطلب رو براي يك دوست بفرستي : متشكرم از شما ، ممكنه در مسير زندگي آنها تاثيري بگذاري كه خودت هرگز نميدانستي
ارزشمندترین چیزها
این مطلب توسط یک دوست فرستاده شده است.
ارزشمندترين چيزهای زندگي معمولا ديده نميشوند و يا لمس نميگردند، بلکه در دل حس ميشوند.
پس از 21 سال زندگي مشترک همسرم از من خواست که با زن ديگري براي شام و سينما بيرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد ولي مطمئن است که اين زن هم مرا دوست دارد و از بيرون رفتن با من لذت خواهد برد. آن زن مادرم بود که 19 سال پيش از اين بيوه شده بود. ولي مشغله هاي زندگي و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقي و نامنظم به او سر بزنم.
آن شب به او زنگ زدم تا براي سينما و شام بيرون برويم.
مادرم با نگراني پرسيد که مگر چه شده؟
او از آن دسته افرادي بود که يک تماس تلفني شبانه و يا يک دعوت غير منتظره را نشانه يک خبر بد ميدانست.
به او گفتم: بنظرم رسيد بسيار دلپذير خواهد بود که اگر ما دو امشب را با هم باشيم.
او پس از کمي تامل گفت که او نيز از اين ايده لذت خواهد برد.
آن جمعه پس از کار وقتي براي بردنش ميرفتم کمي عصبي بودم.
وقتي رسيدم ديدم که او هم کمي عصبي بود کتش را پوشيده بود و جلوي درب ايستاده بود، موهايش را جمع کرده بود و لباسي را پوشيده بود که در آخرين جشن سالگرد ازدواجش پوشيده بود.
با چهره اي روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد.
وقتي سوار ماشين ميشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم براي گردش بيرون ميروم
و آنها خيلي تحت تاثير قرار گرفته اند و نميتوانند براي شنيدن ماوقع امشب منتظر بمانند.
ما به رستوراني رفتيم که هر چند لوکس نبود ولي بسيار راحت و دنج بود.
دستم را چنان گرفته بود که گوئي همسر رئيس جمهور بود.
پس از اينکه نشستيم به خواندن منوي رستوران مشغول شدم.
هنگام خواندن از بالاي منو نگاهي به چهره مادرم انداختم و ديدم با لبخندي حاکي از ياد آوري خاطرات گذشته به من مي نگرد، و به من گفت يادش مي آيد که وقتي من کوچک بودم و با هم به رستوران ميرفتيم او بود که منوي رستوران را ميخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسیده که تو استراحت کني و بگذاري که من اين لطف را در حق تو بکنم.
هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولي داشتيم، هيچ چيز غير عادي بين ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پيرامون وقايع جاري بود و آنقدرحرف زديم که سينما را از دست داديم.
وقتي او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بيرون خواهد رفت به شرط اينکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم.
وقتي به خانه برگشتم همسرم از من پرسيد که آيا شام بيرون با مادرم خوش گذشت؟
من هم در جواب گفتم خيلي بيشتر از آنچه که ميتوانستم تصور کنم.
چند روز بعد مادر م در اثر يک حمله قلبي شديد درگذشت و همه چيز بسيار سريعتر از آن واقع شد که بتوانم کاري کنم.
کمي بعد پاکتي حاوي کپي رسيدي از رستوراني که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خورديم بدستم رسيد.
يادداشتي هم بدين مضمون بدان الصاق شده بود:
نميدانم که آيا در آنجا خواهم بود يا نه ولي هزينه را براي 2 نفر پرداخت کرده ام يکي براي تو و يکي براي همسرت.
و تو هرگز نخواهي فهميد که آنشب براي من چه مفهومي داشته است، دوستت دارم پسرم.
در آن هنگام بود که دريافتم چقدر اهميت دارد که بموقع به عزيزانمان بگوئيم که دوستشان داريم و زماني که شايسته آنهاست به آنها اختصاص دهيم.
هيچ چيز در زندگي مهمتر از خدا و خانواده نيست.
زماني که شايسته عزيزانتان است به آنها اختصاص دهيد زيرا هرگز نميتوان اين امور را به وقت ديگري واگذار نمود.
قمر در عقرب
ايام منحوس و قمر در عقرب ایامی هستند که کار و عمل شما معکوس جواب ميدهد. مثلا شما میخواهید ابطال یک سحر نمایید و شروع به کار میکنید و اگر در این ایام مشغول باشید کار بلعکس جواب میدهد و یا اصلا تاثیری نداشته و یا بسیار ضعیف است.
۱- فروردین : روز 16 تا نصف روز 18
۲- اردیبهشت: روز 13 تا نصف روز 15
۳- خرداد : روز 11 تا نصف روز 13
۴- تیر : روز 8 تا نصف روز 10
۵- مرداد : روز 6 تا نصف روز 8
۶- شهریور : روز 3 تا نصف روز 5
۷-مهر : روز 1 تا نصف روز 3
۸- آبان : روز 28 تا نصف روز 30
۹- آذر : روز 26 تا نصف روز 18
۱۰-دی : روز 23 تا نصف روز 26
۱۱- بهمن : روز 21 تا نصف روز 23
۱۲- اسفند : روز 19 تا نصف روز 21
این ایام مربوط به ماه تولد شما میباشد و روزها به ماه قمری البته چون معمولا ماه های قمری یک روز عقب و جلو میروند احتیاط بر آن است که یک روز قبل از تاریخ و تا یک روز بعد از تاریخ جزء ایام نحس حساب شود.