آنچه در زیر می آید دو فضیلت از حضرت علی (ع) است که در روز بیست و یکم ماه رمضان سال 81 و در سخنرانی بین نماز ظهر و

عصر توسط حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی در مسجد حضرت امیر(ع) بیان شده است.

بزرگان عالم امکان یعنی رسول خدا، امیرمؤمنان ، صد یقه کبری

امام مجتبی و سیدالشهداء دور هم بودند .رسول اکرم

ظرفی آب طلبیدند ومختصری از آن را میل کردند . آنگاه ظرف را به حضرت سیدالشهداء دادند . ایشان که میل کردند

پیامبر فرمودند : گوارایت باد حسین جان . سپس ظرف را به امام مجتبی دادند ایشان که میل کردند باز پیامبر فرمودند :

گوارایت باد حسن جان . آنگاه ظرف را به دختر گرامی خود دادند ایشان هم که میل کردند پیامبر فرمودند : گوارایت باد

زهرا جان .سپس ظرف را به علی (ع) دادند بعد از اینکه ایشان میل کردند همه دیدند که پیامبر سجده کردند و خدای را

شکر و سپاس نمودند. فاطمه زهرا از پیامبر دربارۀ این تفاوت پرسیدند؟

حضرت فرمودند : دخترم وقتی که حسین آب نوشید شنیدم که برادرم جبرئیل در آسمان گفت : حسین جان گو ارایت باد

من هم به تبعیت از او تکرار کردم . وقتی حسن آب نوشید باز این جریان تکرار شد وقتی تو آب نوشیدی دوباره این

عبارت را به تبع ج برئیل تکرار کردم . امّا آنگاه که علی آب را نوشید صدای حضرت حق را در عرش شنیدم که فرمود

:علی جان گوارایت باد. من هم در مقابل این عظمت و منزلت علی، خدای را شکر کردم و سجده نمودم.

مقام علی (ع)

در کتاب شریف زبده المعارف اثر عالم بزرگوار مرحوم ملاعلی اکبر ایجی (ره) اینچنین نقل شده است صعصعه ابن

سوهان از بزرگان اصحاب علی (ع) از حضرت در مورد خصائص و فضائلش پرسید حضرت به او فرمود که سئوال کند تا

ایشان پاسخ دهند.

2

صعصعه پرسید : یا علی تو برتر هستی یا آدم؟ فرمود : من، به آدم گفته شد به آن درخت نزدیک نشود امّا شد ،ولی من

برای رسیدن به یک لقمه حلال از هفتاد لقمه شبهه ناک گذشتم.

پرسید: تو بالاتری یا نوح؟ فرمود : من، به نوح گفتند که فرزند تو از اهل تو نیست امّا در حق فرزند ان من ، آنان را سید

جوانان اهل بهشت خواندند.

پرسید: تو بالاتری یا ابراهیم؟ فرمود : من، ابراهیم به خداوند عرضه داشت که یارب، چگونه مردگان را زنده می کنی؟

می خواهم قلبم اطمینان یابد و یقینم بیشتر گردد . امّا برای من اگر تمام پرده های عالم کنار رود ذره ای به یق ین من اضافه

نمی شود.

پرسید: تو بالاتری یا موسی : فرمود:من ، وقتی خداوند به موسی امر کرد که به مدائن برود و فرعون را هدایت کند، چون

سالها قبل از آن فردی را در مدائن کشته بود عرضه داشت خدایا کسی را یار من قرار بده تا با همراهی او به آنجا بروم و

خدا هارون را وز یر و مشاور او قرار داد . امّا من زمانی که آیات برائت نازل شد بدون آنکه یارو یاوری طلب کنم آن را به

جانب مکّه بردم تا بر مردم مکّه بخوانم با آنکه در جنگ های بدر و اُحد بزرگان قریش را کشته بودم.

پرسید: توبالاتری یا عیسی؟ فرمود : من، وقتی مادر عیسی را درد فرا گ رفت وارد عبادتگاه شد . به او خطاب رسید از اینجا

خارج شو اینجا عبادتگاه است . امّا وقتی مادر من را درد فرا گرفت دیوار کعبه شکافته شد و خطاب رسید که بر حریم

امن الهی داخل شو.

پرسید: تو بالاتری یا رسول خدا؟ فرمود : من جان و نفْس رسول خدا هستم . من وصّی و جانشین او هستم . من پسر

عموی او هستم.